(Vuillerme & Nougier 2001, Prieu). افزایش نوسانات قامتی میتواند باعث کاهش کنترل پاسچر و در نتیجه کاهش دقت در تیراندازی شود. خستگی در این عضلات طی ایستادن طولانی مدت، در افراد غیر ورزشکار معنادار بوده است (Sartika & Dawal, 2009; S.J. Janice Tan, 2011; Rahim, Omar, Halim Alias, Ibrahim & Mas,2010 ). با این وجود پژوهشی در رابطه با میزان خستگی عضلانی در تیراندازان حرفهای و اثر آن بر دقت تیراندازی یافت نشد. بررسی میزان خستگی هر کدام از عضلات اندام تحتانی در تیراندازی و شناسایی عضله یا عضلاتی که بیشتر فعالیت میکنند، میتواند راهنمای مناسبی برای مربیان در طراحی برنامههای تمرینی باشد. همچنین یافتن روشهای نوین با هدف کاهش خستگی و افزایش دقت در تیراندازان ضروری به نظر میرسد. با توجه به ضعف ادبیات پژوهشی در زمینه میزان بروز خستگی در تیراندازان حرفهای حین رقابت و مبهم بودن اثر خستگی عضلانی بر عملکرد این افراد، پژوهش پیشرو با هدف بررسی نیمرخ فعالیت عضلانی تیراندزان در ایستادنهای طولانیمدت طرحریزی شد. همچنین در این پژوهش اثر دو فرم متفاوت تیراندازی (فرم ایستادن ممتد بدون استراحت و ایستادن در کل مدت تیراندازی و فرم نشستنهای متناوب با بازههای استراحت 20 دقیقهای) بر عملکرد تیراندازان و فعالیت عضلانی مورد بررسی قرار گرفت. 1-3. ضرورت و اهميت پژوهش خستگی عضلات مچ پا موجب کاهش کنترل پاسچر میشود، بنابراین ممکن است این خستگی روی عملکرد تیراندازان اثر منفی بگذارد که بررسی این مسئله ضروری به نظر میرسد. در خلال یک مسابقه تیراندازی، برخی تیراندازان تا پایان رقابت سرجای خودشان میمانند و برخی دیگر به منظور شنیدن راهنمایی مربی خط مسابقه را ترک میکنند و بعضی هم برای رفع خستگی بر روی صندلی خود مینشینند. ممکن است که هر یک از این حالات چندین بار به وقوع بپیوندد. این نشان میدهد که از سوی مربیان و بر اساس استراتژی مسابقاتی و تاکتیک تیراندازان رویه خاصی پیگیری نمی شود و هر تیرانداز برنامه خود را دنبال میکند. با این وجود تیرانداز با هدف کسب امتیاز بیشتر و افزایش تمرکز بر روی عملکرد خود، سعی بر آن دارد که وضعیت ایستای خود را حفظ نماید و در صورت امکان از نشستن خودداری نماید تا وضعیت بدنی خود را که با توجه به سیبل تنظیم کرده است حفظ کند. علیرغم اینکه نشستنهای متناوب یا خارج شدن از خط میتواند در رفع خستگی فرد موثر باشد، بیان میشود که این امر میتواند موجب کاهش تمرکز و در نتیجه کاهش دقت ورزشکار شود. از اینرو ورزشکاران حرفهای این رشته سعی میکنند طی زمان اجرای مسابقه، از نشستن خودداری نمایند. با این حال در بررسیهای انجام شده، شواهد علمی حاکی از بهتر بودن رکورد افرادی که حین مسابقه استراحت نمیکنند در قیاس با گروهی که استراحت میکنند یافت نشد. بنابراین توجه به مزایای استراحت حین مسابقه تیراندازی برای کاهش خستگی و اثرات متعاقب آن بر عملکرد ضروری به نظر میرسد. همچنین در خصوص تاثیر خستگی بر عملکرد ورزشی تیراندازان و استراحت های بینابینی در طول رقابت، می تواند به طراحی استراتژی و تاکتیک مسابقاتی ورزشکاران کمک کند. با بررسی فعالیت عضلانی حین تیراندازی و ایستادن طولانیمدت و شناخت تعامل بین فعالیت عضلانی و دقت در تیراندازی میتوان راهکارهایی را برای بهبود عملکرد ارائه کرد. 1-4. اهداف پژوهش 1-4-1. هدف کلیهدف پژوهش حاضر، مقایسه دقت هدف گیری و خستگی عضلات مچ پا در دو فرم وضعیتی تیراندازی با تپانچه بادی بود. 1-4-2. اهداف ویژهمقایسه دقت هدفگیری در تیراندازی بین فرم ایستادن ممتد و فرم نشستنهای متناوب مقایسه میزان خستگی عضلات پایین تنه بین فرم ایستادن ممتد و فرم نشستنهای متناوب بررسی رابطهی بین خستگی عضله نعلی، دوقلو و ساقی قدامی با دقت هدفگیری در تیراندازی با تپانچه بادی در دو فرم تیراندازی 1-5. فرضيههاي پژوهشفرم تیراندازی بر دقت هدفگیری در تیراندازی با تپانچه بادی تأثیر دارد. دو فرم تیراندازی در میزان خستگی عضلات پایین تنه تأثیر دارد. بین خستگی هر یک از عضلات پایین تنه با دقت در هدفگیری تیراندازی با تپانچه بادی در دو فرم تیراندازی رابطه وجود دارد. 1-6. محدوديتهاي پژوهشدر این پژوهش عملکرد تیراندازان از بابت محل اثابت تیر و اخذ امتیاز شلیک، بر روی سیبل کاغذی سنجش و اندازه گیری شد. اما سنجش سایر ویژگی های عملکردی مثل نحوه ماشه کشی و دامنه نوسانات دست و زمانبندی شلیک ها توسط دستگاه آنالیز تیراندازی اسکات (Scatt) قابل اندازه گیری است که به دلیل حجم نمونه ها و محدودیت این دستگاه در ایران از آن استفاده نگردید. در زیر به برخی دیگر از محدودیتهای این پژوهش اشاره میگردد: کاهش تمرکز ورزشکاران در اثر اتصال الکترودهای الکترومایوگرافی. کمبود آزمودنی در دسترس ناتوانی برخی از ورزشکاران در انجام فرم ایستادن ممتد در 105 دقیقه تعیین شده. عدم اطلاع از میزان انگیزش افراد شركت كننده در پژوهش. عدم توانایی در کنترل کامل خستگی تیراندازان قبل از انجام تست. فقدان پيشينه پژوهش در زمينه خستگی عضلانی در تیراندازی. 1-7. تعريف واژههای عملیاتی و اصطلاحات پژوهش ایستادن طولانی مدت: در این تحقیق ایستادن بیش از 60 دقیقه به عنوان ایستادن طولانی مدت تعریف شد. به طور کلی ایستادن بیش از چند دقیقه که موجب برخی تغییرات فیزیولوژیکی همچون افزایش فشار دیاستولیک، ضربان قلب و همچنین کاهش حجم ضربهای میشود، ایستادن طولانی مدت نامیده میشوند(Freitas, Wieczorek, Marchetti, & Durate, 2005; Yen-Hui, Chih-Yong, & Min-Hsien, 2012) دقت هدفگیری: طی مسابقات و تمرینات تیراندازی دقت هدفگیری به وسیلهی ثبت رکورد توسط داوران ارزیابی میشود. ثبت رکورد یا به وسیله تشخیص داور نسبت به محل اثابت گلوله در سیبلهای کاغذی یا با تجهیزات پیشرفته که امتیاز هر شلیک را به صورت رایانهای نشان میدهند، انجام میشود. این رکورد در مسابقات رسمی از 600 امتیاز برای مردان و از 400 امتیاز برای زنان منظور میشود (اجتهد, 1387). فرمهای وضعیتی: در تیراندازی با تپانچه بادی، ورزشکاران در طول مسابقات رسمی یا غیر رسمی یکی از فرمهای وضعیتی را انتخاب میکنند. فرم ایستادن ممتد یعنی ایستادن روی دو پا بدون استراحت برای حفظ دقت تا انتهای مسابقه، و فرم نشستنهای متناوب یعنی ایستادن همراه با نشستن و استراحت برای کاهش خستگی میباشد. الکترومایوگرافی: الکترومایوگرافی به مطالعه عملکرد عضله از طریق تحلیل سیگنالهای الکتریکی تولید شده به هنگام انقباضات عضلانی اطلاق میشود. در الکترومایوگرافی سطحی ([5]sEMG) جمع جبری تمام پتانسیل عملهای واحدهای حرکتی موجود در ناحیهای که الکترود در آنجا قرار گرفته است، سیگنال EMG را تشکیل میدهد (Winter, 2009). خستگی عضلانی: خستگی به عنوان پدیدهای قابل مشاهده و اندازهگیری است که با اختلال در ادامه انجام کار، کاهش در نیروی تولیدی سیستم عصبی عضلانی و ناتوانی در استمرار تولید نیرو برای ادامه فعالیت تعریف میگردد. اصطلاح مرسوم "خستگی عضلانی" (که ما در این پژوهش استفاده مینمائیم) در حقیقت به معنای "خستگی عضلانی محلی[6]" است (Miller, Kent-Braun, Shama, & Winter, 1995; Cifrek, medved, tonkovic, & ostojic, 2009). 75565163385500 2-1. مقدمهایستادن طولانی مدت، در یک وضعیت ثابت، میتواند از جمله فعالیتهای روزانه افراد باشد. متصدیان مشاغلی همچون آرایشگری یا کارگران خطوط تولید کارخانهها ممکن است در طول روز ساعتهای زیادی را در وضعیت ایستاده سپری کنند. در برخی ورزشها مانند تیراندازی، ورزشکاران باید به مدت طولانی در وضعیت ایستاده قرار بگیرند و به سوی هدف شلیک کنند. مطالعات نشان میدهند که ایستادن طولانی مدت، باعث خستگی عضلات پایینتنه میشود، و ممکن است عدم راحتی فرد را به همراه داشته باشد. در این فصل ابتدا به مبانی نظری خستگی عضلانی و نحوه ارزیابی آن از طریق الکترومیوگرافی اشاره میشود و در ادامه به تشریح دقت در تیراندازی و عوامل مرتبط با آن پرداخته خواهد شد. 2-2. مبانی نظری پژوهش در اين بخش از پایاننامه، به توضیح دقت در تیراندازی و خستگی عضلانی و عوامل مرتبط با آن پرداخته میشود. پژوهشهای مشابه اندکی با موضوع پژوهش حاضر یافت میشود، به همین دلیل ادبیات پیشین پژوهش پیشرو دارای کاستیهایی خواهد بود، که سعی بر آن شده است با بیان مطالب مرتبط با هر متغیر، ادبیات مناسبی برای تحقیق حاضر ارائه گردد. با توجه به موضوع پژوهش ابتدا به توضیح تیراندازی و دقت در آن و عوامل موثر بر آن، پرداخته خواهد شد و در انتها با توضیح خستگی عضلانی این بخش به پایان خواهد رسید. 2-2-1. تیراندازی ورزش تیراندازی یکی از قدیمیترین ورزشهای ایران و جهان است که انجام آن برای تمامی افراد امکانپذیر بوده و هیچگونه محدودیت سنی ندارد. تیراندازی رقابتی دارای چندین شکل بوده و در مسائل نظامی نیز کاربرد دارد. از اشکال مختلف این فعالیت، میتوان به تیراندازی با تفنگ، تیراندازی با تپانچه، پرتاب دارت و تیراندازی با کمان اشاره کرد(اجتهد, 1387). ویژگی پایه و مشترک بین همه انواع تیراندازی این است که تیراندازان به سوی یک هدف، دارت، گلوله یا تیرِکمان را پرتاب یا شلیک میکنند (Goonetilleke, Hoffmann, & Chang lau, 2009). تیراندازی با اسلحه، به سوی اهداف ثابت، زیرمجموعهای از ورزش تیراندازی است که رشتهای المپیکی و عامهپسند بوده و همانند سایر ورزشها شامل مجموعهای از قوانین، مقررات، تکنیکها و تاکتیکها میباشد. تمامی رقابتهای تیراندازی در بازیهای قارهای، قهرمانی قارهای، جامجهانی، قهرمانی جهان و بازیهای المپیک، بر اساس مقررات فدراسیون بینالمللی تیراندازی ([7]ISSF) میباشد؛ همچنین در سایر رقابتهای معتبر داخلی و بین المللی اجرای مقررات ISSF الزامی میباشد. رشتههای تیراندازی با اسلحه به اهداف ثابت (شکل 2-1) را میتوان به دو گروه سنی تقسیم کرد: گروه بزرگسالان گروه جوانان هر یک از این گروهها خود به دو دسته دیگر تقسیم میشوند: مردان زنان هر یک از این دستهها هم به دو رشته مجزا تقسیم میشوند: تفنگ تپانچه شکل 2-1 رشته های به رسمیت شناخته شده ISSF یکی از رشتههای به رسمیت شناخته شدهی فدراسیون بین المللی تیراندازی، تپانچه بادی 10 متر است(شکل2-2). این رشته که به وسیلهی سلاح تپانچه بادی با حداکثر وزن 1500 گرم و حداقل وزنه ماشهی 500 گرم و کالیبر 4.5 انجام میشود، در گروه مردان و زنان دارای تفاوتهایی در زمان برگزاری مسابقات و تعداد تیرها است. در گروه مردان، زمان برگزاری مسابقات 105 دقیقه بوده و برای گروه زنان 75 دقیقه است، در گروه مردان 60 تیر شلیک میشود و در گروه زنان نیز 40 تیر شلیک میشود. شلیک تیرها به طرف سیبل ثابتی خواهد بود که در فاصلهی 10 متری فرد قرار دارد. هر تیر در فرم کامل، به صورت گسسته، 0 تا 10 امتیاز دارد و در قسمت فینال، به صورت پیوسته هر تیر 0 تا 9/10 امتیاز دارد (اجتهد, 1387). شکل 2-2. تپانچه بادی 2-2-1-1. دقت هدف گیری در تیراندازی در همهی رشتههای تیراندازی، برنده کسی است که حداکثر امتیاز را کسب کند، این معمولا از طریق داشتن کمترین خطا از مرکز هدف بدست میآید (Goonetilleke, Hoffmann, & Chang lau, 2009) که به آن دقت هدف گیری گفته میشود. تیراندازی فعالیتی است که به هماهنگی و دقت بالایی نیاز دارد. (Lakie, 2010) در تیراندازی با تپانچه بادی، سیبلی که به عنوان هدف در فاصله 10 متری فرد قرار دارد (شکل 2-3)، دارای ویژگی های خاصی به شرح زیر است: حداقل ابعاد سیبل 170×170 میلیمتر محدوده خال سیاه دوایر 7 تا 10 قطر خال سیاه 5/59 میلیمتر (5/0±) (اجتهد, 1387) شکل 2-3. سیبل تپانچه بادی 10 متر 18827753879859 009 با توجه به این ویژگیهای سیبل و فاصله آن از محل رها شدن گلوله، انحراف 3/0 درجهای لولهی اسلحه از مرکز سیبل، باعث عدم اصابت گلوله به سیبل میشود. عوامل زیادی میتوانند بر دقت در تیراندازی اثر گذار باشند، همچون لرزش دستها که یکی از عوامل موثر بر دقت در تیراندازی میباشد و رابطه معکوسی با عملکرد تیرانداز دارد؛ بنابراین ویژگیهایی که روی میزان لرزش دستها تأثیر گذار هستند، میتوانند بر عملکرد تیراندازان نیز اثر بگذارند (Lakie, 2010). سطح تجربه، زمان خیره شدن به سیبل، هماهنگی و تنظیم کردن دستگاه نشانه روی اسلحه و سیبل و همچنین نحوه کشیدن ماشه میتوانند عوامل موثر دیگری بر عملکرد تیراندازان و دقت هدفگیری آنان باشند (Goonetilleke, Hoffmann, & Chang lau, 2009). تیراندازی دقیق با تپانچه تحت تأثیر انگیختگی نیز میباشد، که اخیراً به صورت حالت انرژتیک فرد، در لحظهای خاص، تعریف شده و به وسیلهی سطح هدایت پوست سنجیده میشود. همچنین فعالسازی به صورت تغییر در سطح انگیختگی، از سطح پایه به موقعیت تکلیف، معرفی شده است که این عامل نیز بر دقت در تیراندازی اثر گذار است. انگیختگی، سطح بیداری دستگاه عصبی مرکزی است که دامنهی آن از حالت خواب عمیق تا هیجان زیاد، گسترده است و اغلب توسط اندازهگیریهای فیزیولوژیک مانند الکتروآنسفالوگرافی، الکتروکاردیوگرافی، الکترومیوگرافی، سنجش کتکولامینها، شدت تنفس، فشار خون، ضربان قلب، میزان تعریق و غیره سنجیده میشود (واعظ موسوی، ناجی، و حسن زاده، 1389). تمام این عوامل ممکن است بر دقت یک تیرانداز اثرگذار باشند، با این وجود عامل دیگری که میتواند دقت را تحت تأثیر قرار دهد، خستگی عضلانی است که به وسیلهی الکترومیوگرافی سنجیده میشود. در حقیقت، خستگی عضلانی ممکن است لرزش دستها، تنظیم دستگاه نشانه روی و زمان خیره شدن به سیبل را تحت تأثیر قرار دهد و اثری منفی بر رکورد فرد داشته باشد. به طور کلی چگونگی عملکرد یک تیرانداز، در یک فرم کامل مسابقاتی تیراندازی به وسیلهی جمع امتیاز وی محاسبه میشود، این جمع امتیاز از 0 تا 600 خواهد بود، که هر تیر میتواند در محدوده 0 تا 10 یک سیبل نشسته و امتیاز مربوطه را کسب نماید. 2-2-1-2. فرم های وضعیتی در تیراندازی تیراندازی با تپانچه بادی فعالیتی است که نیاز به تمرکز و توجه بالایی روی هدف داشته و باید بین بالا آوردن دستها و فعالیت قامتی[8] هماهنگی وجود داشته باشد. تیراندازی به وسیلهی یک وضعیت ایستای کامل با دامنه حرکتی نسبتا کم ساعد و دست توصیف میشود (Maurizio Bertollo, 2012). نیاز فراوان این رشته ورزشی به دقت، موجب شده که تیراندازان تمام سعی خود را بر آن دارند تا از عواملی که موجب کاهش تمرکز میشود دوری نمایند. یکی از عواملی که میتواند موجب کاهش تمرکز تیرانداز شود خارج شدن از خط آتش یا نشستنهای مکرر درون خط است. این کار ممکن است باعث رفع خستگی عضلانی شود، اما احتمالاً دقت فرد را نیز کاهش میدهد؛ زیرا توجه فرد به حالتگیری مجدد بدن و همچنین عملیات شلیک میتواند عملکرد را کاهش دهد. مربیان تیراندازی بر این باورند که خارج شدن از خط تیراندازی گاهی اوقات میتواند مفید و گاهی نیز مضر باشد. به طور کلی تشخیص نشستن یا ننشستن ورزشکار حین مسابقه کاملاً حسی بوده و از قاعده علمی مشخصی پیروی نمیکند. با این حال تیراندازان حرفهای سعی میکنند دفعات نشستن خود را به حداقل برسانند و در صورت امکان در تمام طول مسابقه پاسچر ایستاده خود را تغییر ندهند. بنابراین دو فرم وضعیتی را میتوان برای یک مسابقه کامل تیراندازی با تپانچه بادی تعریف کرد: فرم ایستادن ممتد که در آن تیرانداز برای حفظ دقت خود و نگه داشتن تمرکز و سطح انگیختگی لازم، از نشستن خودداری میکند و به کار خود تا پایان مسابقه در حالت ایستاده ادامه میدهد. فرم نشستنهای متناوب که در آن تیرانداز با نشستنهای متناوب سعی در کاهش خستگی عضلانی داشته و فرض میکند با این کار نتیجه بهتری را به دست میآورد. براساس مشهاهدات اولیه انجام شده در این طرح تیراندازان به طور میانگین در طول یک مسابقه تیراندازی 4 بار که هر بار حدوداً 2 دقیقه طول میکشد مینشینند و یک بار نیز از خط خارج میشوند. 2-2-2. ایستادن طولانی مدت در زندگی روزمره فعالیتهای بسیاری به ایستادن بیش از چند دقیقه و کنترل پاسچر طی این مدت، نیاز دارند. ایستادن طولانی مدت در برخی ورزشها مانند تیراندازی و گلف یکی از وظایف اصلی محسوب میشود. انجام این وظیفه به فعالیت ممتد گروه بسیاری از عضلات نیازمند است ( مانند عضلات دوقلو و نعلی برای کنترل پاسچر). این فعالیت پایدار واحدهای حرکتی در ایستادن طولانی مدت، میتواند باعث خستگی عضلانی شود (S.J. Janice Tan, 2011). ایستادن طولانی مدت موجب تغییرات فیزیولوژیکی شامل تجمع خون محیطی، کاهش حجم ضربهای و افزایش ضربان قلب، فشار دیاستولیک و میانگین شریانی، مقاومت محیطی و گرفتگی قفسه سینه میشود(Bridger, 2009). مطالعات زیادی نشان دادند که ایستادن برای زمانی طولانی با مشکلات مختلف جسمی مانند کمر درد، ناراحتیهای اندام تحتانی و واریسی شدن رگها ارتباط دارد (Yen-Hui, Chih-Yong & Min-Hsien 2012). در پژوهشهای مختلف، ایستادن طولانی مدت، زمانهای متفاوتی دارد، برای مثال در مطالعهی موردی که جانسیه و همکاران روی یک زن سالم جوان انجام داده بودند، ایستادن طولانی مدت را 60 دقیقه تعریف کردند و در پژوهش دیگر توسط دوارت و استرناد که ارتباط کنترل پاسچر و سن را در ایستادن طولانی مدت بررسی کرده بودند، زمان ایستادن 30 دقیقه تعریف شده بود (S.J. Janice Tan, 2011; Durate & Sternad, 2008). نلسون ونگ و کالاگهان ایستادن روی دو پا همراه با کنترل پاسچر را که بیشتر از 30 دقیقه به طول بیانجامد، به عنوان تعریف ایستادن طولانی مدت ارائه کردند (Nelson- wong & Callaghan, 2010). به طور کلی میتوان ایستادن بیش از چند دقیقه که موجب برخی تغییرات فیزیولوژیکی میشود را ایستادن طولانی مدت در نظر گرفت. ایستادن در تیراندازی در یک مسابقه تیراندازی، ورزشکار باید زمان بیشتری را به حالت ایستاده اختصاص دهد، زیرا مقررات به او اجازه شلیک در حالت نشسته را نمیدهد. هنگامی که تیرانداز در حالت ایستاده، شلیک را به سوی هدف شروع میکند، بدن او در وضعیت تعادل قرار دارد. کنترل پاسچر و نگه داشتن این تعادل به وسیله اعمال حرکتی پیچیدهای انجام میشود. سیستم حرکتی با به کارگیری استراتژیهای گوناگون در کنترل پاسچر و حفظ تعادل مشارکت میکند. در ابتدا به شرح هر یک از استراتژیها پرداخته، سپس بررسی میشود که کدامیک از این استراتژی ها در تیراندازی به کارگرفته میشوند. اهم این استراتژیها به شرح زیر است: 1 – استراتژی مچ پا[9] در وضعیت ایستاده، حتی اگر به فرد آشفتگی وارد نشود، نوسانات پاسچر عامل بر هم خوردن تعادل و حرکت مرکز فشار (COP) میباشد (C.F. Runge, 1999). برای مقابله با این گونه آشفتگیها در صفحه ساجیتال، فرد با به کارگیری عضلات ناحیه مچ پا تعادل خود را حفظ میکند. در این استراتژی هنگامی که COP به سمت انگشتان پا حرکت میکند، فرد با فشار پنجه پا به زمین باعث برگشت COP به عقب میشود. در صورتی که COP به سمت عقب حرکت کرده باشد، فرد با به کارگیری عضلات قدامی بدن (مانند: درشتنی قدامی و چهارسررانی) سعی میکند بدن را به سمت جلو تاب دهد (شکل2-4) (C.F. Runge, 1999; Shamway-cook & M.H, 2001). 2 – استراتژی هیپ[10] محدودهی پایداری[11] در استراتژی مچ پا بسیار کم است، و این استراتژی با افزایش آشفتگی قادر به کنترل پاسچر نمیباشد. در این شرایط فرد از استراتژی دیگری به نام استراتژی هیپ استفاده میکند. در این استراتژی فرد با حرکت در مفصل ران در صفحهی ساجیتال پاسچر را کنترل میکند. وقتی بدن به سمت جلو تاب میخورد، فرد با ایجاد فلکشن در ناحیهی کمر تعادل خود را برقرار میکند. هنگامی که بدن به سمت عقب میرود فرد با ایجاد هایپراکستنشن در تنه، تعادل خود را بازیابی میکند (شکل 2-4) (C.F. Runge, 1999; Gautier, Marin, Leroy & Thouvarecq, 2009). 3 – استراتژی گامبرداری[12] هنگامی که آشفتگی به حدی باشد که دو استراتژی مچ پا و هیپ قادر به مقابله با آن نباشند، فرد از استراتژی دیگری به نام استراتژی گام برداری استفاده میکند. در این استراتژی همانطور که از نام آن پیداست، فرد با برداشتن گام سطح اتکا خود را تغییر داده و تعادل خود را بازیابی میکند(شکل 2-4) (Creath, Horak, Jeka, Kiemela, & Peterk, 2005; Levangie & Norkin, 2005). شکل 2-4: استراتژی مچ پا، هیپ و گام برداری 4- استراتژی بارگیری و عدم بارگیری[13] هرگاه آشفتگی در صفحهی فرونتال اعمال شود، فرد از استراتژی بارگیری و عدم بارگیری استفاده میکند. اساس این استراتژی انتقال وزن از یک پا به پای دیگر، برای کنترل پاسچر است. در این استراتژی فرد بوسیلهی عضلات ران و لگن، و انتقال مکرر وزن بین دو پا با نوسانات پاسچر مقابله میکند Levangie & Norkin, 2005) (Rietdyk, Patla, Winter, Ishac, & Little, 1999;. 5- استراتژی سر و تنه[14] ثابت نگه داشتن سر و تنه از مهمترین استراتژیهای درگیر در تعادل است. کنترل پاسچر میتواند از پایین به بالا و یا برعکس باشد، به این شکل که با ثابت نگه داشتن سر از طریق ثبات دید میتوان پاسچر را کنترل کرد. ثبات سر بوسیله سیستم دهلیزی و رفلکس عضلات گردن تامین میشود(Vaugoyeau, Viel, Amblar, Azulay, & Assaiante, 2008; Pozzo, Berthoz, & Lefort, 1990). هنگامی که فرد در خط تیراندازی برای شلیک به هدف قرار میگیرد، استراتژیهای مورد استفاده برای او استراتژی مچ پا و تا حدودی هم استراتژی های سر و تنه است، زیرا فرد تیرانداز تا آنجا که میتواند سعی بر آن دارد که تماس کف پاهای خود را با زمین حفظ کند و جابهجایی آنها خودداری کند و بتواند به وسیله عضلات مفصل مچ پا تعادل خود را حفظ کند، که این مورد میتواند یکی از دلایل بروز خستگی بیشتر در این گروه عضلانی باشد. استراتژی سر وتنه نیز استراتژی کاربردی مورد استفاده برای ایستادن در تیراندازی است. 2-2-3. خستگی عضلانی[15] خستگی به عنوان پدیدهای قابل مشاهده و اندازهگیری است که با اختلال در ادامه انجام کار، کاهش در نیروی تولیدی سیستم عصبی عضلانی و ناتوانی در استمرار تولید نیرو برای ادامه فعالیت تعریف میگردد (Miller, Kent-Braun, Shama, & Winter, 1995). احتمالاً ساده ترین راه برای تعیین شروع خستگی عضلانی، بررسی یک وضعیت خاص تعریف شده مانند حفظ یک سطح تعریف شدهی ثابت انقباض ایزومتریک )مانند ایستادن طولانی مدت)، طی زمان است که به عنوان "تظاهر مکانیکی خستگی عضلانی" شناخته می شود (Edwards, 1981). خستگی به دو روش می تواند ایجاد شود. روش اول، بروز خستگی در اثر یک انقباض بیشنه است که در این حالت هرچه انقباض ادامه یابد خستگی بیشتر می شود. روش دوم، بروز خستگی از طریق انقباضات زیر بیشینه در یک زمان طولانی است. در روش دوم جهت به وجود آمدن خستگی عضلانی باید انقباض عضلانی به طور ممتد ادامه یابد تا در عضلات فعال به تدریج خستگی ایجاد شود. البته تا زمانی که عضله به نقطه عدم کارائی[16] برسد خستگی ظاهری[17] مشاهده نمیشود، این نقطه لحظهای است که نیروی مصرفی جهت ادامه انقباض به شکل سابق وجود ندارد (Bigland & Dawson, 1986). علل، مکانیزم و وضعیتهای مختلفی باعث تظاهر خستگی میشوند. این تظاهر شدن در نتیجهی تغییر در یک زنجیرهی متابولیکی، ساختاری و انرژیایی در عضلات است که ناشی از کمبود اکسیژن و مواد مغذی است که از طریق گردش خون عرضه می شود، همچنین برخی تغییرات در کارایی سیستم عصبی مرکزی به عنوان خستگی شناسایی می شود (Cifrek, medved, tonkovic, & ostojic, 2009). امروزه با استفاده از روشهای بیوپسی عضله، اسپکتروسکوپی و تهیه برش بافتی، سطح اطلاعات در مورد متابولیسم عضله؛ حین خستگی، افزایش یافته است. خستگی عضله ممکن است به فقدان گلیکوژن، کراتین فسفات، آدنوزین تری فسفات و اکسیژن ارتباط داشته باشد. از سوی دیگر اختلال در کار لولههای T و شبکه سارکوپلاسمیک، اختلال در ارتباط اکتین-میوزین، اختلال در توزیع مجدد یونهای کلسیم و روند فعال شدن کلسیم در سیستم جفت شدن اکتین میوزین میتواند از دلایل بروز خستگی باشد (Bigland‐Ritchie & Woods, 1984). در تحقیقی که توسط وولستد و همکاران[18] (1988) انجام شد، در جریان 30 دقیقه انقباض متوالی زیر بیشینه با شدت کم در عضله چهار سر رانی با وجود عملکرد متوالی سیستم عصبی مرکزی و اتصال عصبی-عضلانی، غلظت متابولیتها چندان افزایش نیافتند بنابراین تنها مورد باقی مانده برای توضیح دادهها اختلال در فرآیند جفت شدن تحریک انقباض میباشد. اختلال در فرآیند جفت شدن اکتین- میوزین، باعث کاهش نیروی تولیدی و در نتیجه افزایش فشار بر روی عضلات و خستگی میشود (Vollested, Sejersted, Bahar, Woods, & Bigland Ritchie, 1988). شاخص های الکترومیوگرافی و خستگی بررسی اثر خستگی عضلانی بر مشخصات EMG به عنوان روشی غیر تهاجمی از دیر باز مورد توجه پژوهشگران بوده است. پژوهشهای پیشین نشان داده است که خستگی ناشی از فعالیت ایزومتریک دامنه سیگنال EMG را افزایش یا کاهش میدهد. در انقباضات زیر بیشینه دامنه سیگنال در ابتدا ثابت و سپس افزایش مییابد که این افزایش دامنه نشاندهنده افزایش بهکارگیری واحدهای حرکتی برای نگهداری نیروی خروجی است(Cifrek, medved, tonkovic, & ostojic, 2009; Allison& Fujiwara, 2002). از سوی دیگر اعلام شده است که در حین انقباضات زیر بیشینه، اندازههای مربوط به دامنهی سیگنالهای الکترومایوگرافی از قبیل میانگین دامنه یکسوسازی شده(ARV) [19] و ریشه میانگین مربعات(RMS) [20] به طور کلی با افزایش خستگی افزایش یافته است. همچنین خستگی با کاهش در میانه طیف فرکانس قابل تشخیص است، به طوریکه سیگنال الکترومیوگرافی که بر حسب زمان اندازه گیری شده است به سیگنالی بر حسب فرکانس ( به وسیله روش تبدیل فوریه سریع[21]) تبدیل شده و سپس میانه طیف فرکانس ([22]MF) آن اندازه گیری میشود و پس از قرارگیری میانههای بعدی در نمودار، شیب نمودار میانهها به دست میآید، که با ارزیابی این شیب میتوان خستگی را تشخیص داد Carlo J, 2008) (S.J. Janice Tan, 2011; Selen, Beek, & Van Dieen, 2007;. شکل(2-5). شکل 2-5. شاخص خستگی عضلانی این خستگی ناشی از کاهش سرعت انتشار تارهای عضلانی، افزایش میزان شلیک واحدهای حرکتی[23]، افزایش واحدهای حرکتی مورد نیاز و افزایش همزمان سازی واحدهای حرکتی است (Lowery & O'Malley, 2003). با این وجود نمیتوان از EMG برای تشخیص اینکه خستگی در کدام یک از مسیرهای عصبی عضلانی اتفاق افتاده است، استفاده نمود (Cifrek, medved, tonkovic, & ostojic, 2009). 2-3. پیشینه پژوهشدر داخل کشور تحقیقی مرتبط با پژوهش حاضر یافت نشد. در خارج از کشور جانیسه و همکاران با مطالعه بر روی فقط یک زن سالم 22 ساله و ایستادن او به مدت یک ساعت، سیگنال های الکترومیوگرافی سه عضله دو قلو، نازک نئی دراز و ساقی قدامی او را بررسی کردند، آزمودنی این کار را در طی 8 روز انجام داده بود و بین روز های تست نیز حداقل 5 روز استراحت وجود داشت. نتایج به دست آمده با استفاده یک منحنی رگرسیون خطی برای سیگنال الکترومیوگرافی بدین صورت بود که در تمام گروه های عضلانی یک کاهش در میانه طیف فرکانس وجود داشت(شکل 2-6) (S.J. Janice Tan, 2011). شکل 2-6. روند خستگی در عضله دوقلو داخلی(برگرفته از جانیسه و همکاران) در تحقیق دیگری که توسط سارتیکا و داوال انجام شده بود ایستادن طولانی مدتی را به مدت دو ساعت روی هفت زن و پنج مرد اجرا کرده بودند و شاخص های الکترومیوگرافی آن ها و همچنین احساس ناراحتی های بدنی را بر اثر این ایستادن بررسی کردند. ابتدا حداکثر انقباض ارادی افراد مشخص شد تا شاخص های الکترومیوگرافی را هنجار سازی کنند، این شاخص ها روی عضلات نعلی، دوقلو و ساقی قدامی بررسی شد و هر 30 دقیقه میزان احساس ناراحتی و خستگی فرد به وسیله پرسشنامه سنجیده می شد. نتایج به دست آمده نشان دادکه عضله نعلی بیشترین فعالیت را با توجه به شاخص های الکترومیوگرافی داشت و اینکه بیشترین میزان ابراز ناراحتی و خستگی از طرف افراد ابتدا در پا و سپس در مچ و پایین ساق و زانو بود (Sartika & Dawal, 2009). عبدل هادی عبدالکریم و همکاران مطالعه ای روی کارکنان و کارگران صنعتی که نیاز به ساعت ها ایستادن طولانی مدت دارند، انجام داده بودند. در این مطالعه سه عضله راست کننده ستون فقرات، ساقی قدامی و دوقلو به وسیله الکترومیوگرافی سطحی بررسی شدند. نتایج نشان داد که در این عضلات خستگی ایجاد شده است .(Rahim, Omar, Halim, Alias, Ibrahim, & Mas, 2010) در پژوهش که توسط ویلرمه و همکاران انجام شد، تأثیر خستگی عضلات مچ پا روی نوسانات قامتی بررسی شد. در این تحقیق 10 دانشجوی سالم شرکت کردند؛ ابتدا در وضعیت بدون خستگی جابهجایی مرکز فشار آزمودنیها به وسیله تخته نیروسنج اندازه گیری شد، سپس به وسیلهی یک روش ایجاد خستگی، عضلات ساق هر دو پا خسته شده و همانند وضعیت قبلی، جابهجایی مرکز فشار، طی 20 ثانیه ثبت گردید. همانطور که در شکل2-7 ملاحظه میشود، در وضعیت خستگی جابهجایی مرکز فشار که نشان از نوسانات قامتی دارد، به صورت معناداری از وضعیت بدون خستگی، بیشتر میباشد (Vuillerme, Danion, Forestier, & Nougier, 2002). شکل2-7. دامنه جابهجایی مرکز فشار با و بدون خستگی(برگرفته از ویلرمه و همکاران) تحقیقات دیگری نیز روی خستگی اندام تحتانی یا خستگی موضعی گروههای عضلانی اندام تحتانی انجام شده است. نتایج این تحقیقات نشان میدهد خستگی میتواند باعث تغییر در حس وضعیت مفصل، اغتشاش در کنترل پاسچر، تغییر در الگوی بکار گیری عضلات، شدت فعالیت عضلات، جابهجایی مرکز ثقل و COP، افزایش نوسان بدن و حتی استراتژیهای درگیر در تعادل را تغییر دهد. مارک والش و همکاران نشان داد که خستگی اندام تحتانی باعث تغییر در مکانیسمهای جلوگیری از افتادن نمیشود. ولی زاویه فلکشن زانو در ایستادن افزایش یافت و همچنین زمانی که برای کاهش حرکت افقی مرکز ثقل بکار میرفت افزایش یافت (Walesh, Peper, Bierbaum, Karamanidis, & Arampatzis, 2011) . داویدسون و همکاران نیز با خستگی موضعی عضلات پلانتار فلکسور مچ پا سعی در بررسی تغییرات ایجاد شده در مسیر COP و مرکز ثقل بدن کردند و نتایج حاصله نشان داد بعد از خستگی افزایش زمان برای برگشت و افزایش جابهجایی مرکز ثقل و همچنین جابهجایی COP با تغییرات ایجاد شده در استراتژی پاسچر، تغییر کرد (Davidson, Madigan, Nussbaum, & Wojcik, 2009). 2-4. جمعبندی و نتیجهگیریدر این فصل پس از بیان مبانی نظری در تیراندازی و خستگی عضلانی به پژوهشهای مشابهی که در این زمینه انجام شده بود، اشاره شد. به دلیل عدم وجود کار مشابهی که به صورت همزمان هر دو عامل مورد بحث را مورد مطالعه قرار دهد، انجام این طرح تحقیقی میتواند گامی جدید در ترکیب این حوزهها باشد. به طور کلی نکات برگرفته از پیشینه این پژوهش میتواند به شکل زیر خلاصه شود: خستگی عضلانی میتواند در عضلاتی که حول مفصل مچ پا قرار دارند، در طی ایستادن طولانی، در افراد سالم غیرورزشکار معنادار باشد. (S.J. Janice Tan, 2011). خستگی عضلانی طی ایستادن طولانی مدت ممکن است تحت تأثیر جنسیت آزمودنیها قرار گیرد (Rahim, Omar, Halim, Alias, Ibrahim, & Mas, 2010; S.J. Janice Tan, 2011). خستگی عضلانی موجب جابهجایی و تغییرات تعادل و کنترل پاسچر شده (Vuillerme, Danion, Forestier, & Nougier, 2002) و ممکن است روی دقت هدف گیری تیراندازان تأثیر بگذارد. 158496074009254000020000centercenter00 3-1. مقدمهدر اين فصل نحوه انجام پژوهش و جمعآوري اطلاعات بيان ميشود. موضوعات مورد بحث در اين فصل عبارتند از: طرح پژوهش، جامعه آماری، مشخصات آزمودنيها، ابزارهاي اندازهگيري، روش اجرای آزمون، متغيرهاي پژوهش، تجزيه و تحليل دادهها و روش آماري. 3-2. طرح پژوهشتحقيق حاضر با اعمال متغیر مستقل بر روی یک گروه تجربی انجام شد. این گروه آزمودنیها دو فرم کامل تیراندازی را در دو روز مختلف اجرا کردند و از آنها آزمون گرفته شد. به دلیل عدم توانایی در کنترل همه متغیر ها پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده، اما تا حد امکان در جهت کنترل عوامل موثر بر متغیرها، تلاش شده است. 3-3. جامعه آماریآزمودنيهای این پژوهش از میان تیراندازان حرفهای که در لیگهای تیراندازی کشور حضور داشتند، انتخاب شدند. تعداد 8 نفر آزمودني، از تیراندازان مرد سالم که در سالنهای تیراندازی کبکانیان و سرباز (واقع در شهر تهران) تمرین داشتند، به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنیها پس از اطلاع از روند پژوهش، رضایت خود را مبني بر شركت در آزمایش، به صورت كتبي اعلام داشتند. پرسشنامهی سلامت جسماني و سابقهی حضور حرفهای در ورزش تیراندازی توسط آزمودنيها تکمیل شد. آزمودنيها فاقد هرگونه ناهنجاری یا آسیب بودند. پس از جمعآوری دادهها، اطلاعات 2 آزمودنی به علت وجود نویز زیاد حذف شد و دادههای 6 نفر تجزیه و تحلیل گردید. 3-4. مشخصات آزمودنيهامشخصات آزمودنيها در جدول 3-1 آورده شده است. جدول 3-1. مشخصات فردی آزمودنیها میانگین انحراف استاندارد حداقل حداکثر سن 32 93/5 22 41 قد 176 82/6 168 187 وزن 2/76 35/10 65 100 3-5. ابزارهاي اندازهگيري3-5-1. ابزار اندازهگیری قد و وزن آزمودنيهاقد و وزن آزمودنيها بوسیله ترازو و متر نواری اندازه گیری شد. دقت اندازهگیری ترازو 1/0 كیلوگرم، و دقت اندازهگیری قدسنج 1 سانتيمتر بود. 3-5-2. ابزار ثبت فعالیت عضلانیبرای ثبت فعالیت عضلاني از دستگاه الکترومایوگرافي BioVision ساخت كشور آلمان استفاده شد (شکل 3-1). این دستگاه دارای 16 كانال بوده و قادر به نمایش دادهها به صورت هم زمان ميباشد. الکترودهای مورد استفاده از نوع الکترودهای چسبنده یکبار مصرف Ag-AgCl بودند. برای ثبت و تجزیه و تحلیل دادههای EMG از نرمافزار Dasylab نسخه 10 و MATLAB نسخه 2009 استفاده شد. 16598906350000 شکل 3-1. دستگاه الکترومایوگرافي ( EMG) BIOVISION 3-6. روش اجرای آزمونپس از یک روز آشنایی آزمودنیها با مراحل آزمون، آنها برای اجرای آزمون اصلی در دو روز جدا به سالن تیراندازی فراخوانده شدند. به علت طولانی بودن روند جمع آوری اطلاعات، آزمودنیها به صورت جداگانه در سالن تیراندازی حضور پیدا کردند. پس از قرارگیری الکترودهای EMG روی عضلات منتخب، افراد در خط تیراندازی جاگیری کرده و با سلاح مخصوص به خود و سیبل و ساچمهای که در اختیار آنها قرار داده شد، شروع به شلیک به سوی هدف نمودند. آزمودنیها دو فرم متفاوت تیراندازی را در دو روز مختلف و با فاصله زمانی 48 ساعت اجرا کردند. برای جلوگیری از اثر تقدم اجرای یک فرم بر نتایج، اجرای دو فرم به صورت تصادفی بین آزمودنیها انجام شد. در فرم ایستادن ممتد از آزمودنیها خواسته شد تا پس از قلقگیری60 تیر را بدون استراحت و در حالت ایستاده به سمت سیبل شلیک کنند. در فرم نشستنهای متناوب آزمودنیها در دقایق 20، 42، 64 و 86 نشستند و به طور کلی 97 دقیقه را ایستاده سپری کرده و 8 دقیقه را در حالت نشسته استراحت نمودند. فعالیت عضلانی آزمودنیها حین اجرای هر دو فرم تا زمانی که همهی شلیکها انجام میشد، ثبت شد. 3-6-1. نحوه نصب الکترودهادر این مطالعه فعالیت 3 عضلهی ساقی قدامی، دوقلوی داخلی و نعلی پای جلو ثبت شد. بعد از تراشیدن كامل موهای زائد و تمیز كردن پوست با پنبه و الکل طبي، الکترودها بر روی عضلات نصب شد. الکترودها مطابق پروتکل اروپایي SENIAMنصب شد (فاصله مركز تا مركز الکترودها 2 سانتيمتر بود و الکترود زمین روی استخوان درشتني نصب شد. فركانس نمونهبرداری 2000 هرتز در نظر گرفته شد) (شکل 3-2). شکل 3-2. نحوه نصب الکترودهای الکترومایوگرافی(راست: نمای خلفی پای راست؛ چپ: نمای قدامی پای راست) 3-6-2. نحوه ثبت امتیاز هر شلیک در این پژوهش ارزیابی عملکرد ورزشی تیراندازان در سالن تیراندازی استاندارد و با تجهیزات استاندارد و طبق شرایط عادی تمرینی آنها و با استفاده از سیبل های کاغذی که در مسابقات تیراندازی نیز مورد استفاده قرار میگیرد، صورت گرفت. پس از هر شلیک، امتیاز کسب شده، توسط داور بیان شده و پژوهشگر آن را ثبت مینمود. امتیاز هر شلیک منوط به برخورد گلوله به محدوده هر یک از اعداد 0-10 سیبل میباشد (شکل 3-3). شکل 3-3. ثبت امتیاز 3-6-3. نحوه ثبت فعالیت الکترومیوگرافی فعالیت عضلات توسط نرم افزار Dasylab نسخه 10 (شکل 3-4) ثبت شد. در برنامه نوشته شده در این نرم افزار، ثبت سیگنال از فعالیت عضلانی هر 1 ثانیه طراحی شده بود که نهایتا در حدود 3100 سیگنال از هر عضله برای هر آزمودنی در هر فرم تیراندازی ثبت گردید. شکل3-4. محیط نرم افزار DASYLAB 3-7. متغيرهاي پژوهش3-7-1. متغیر مستقلدو فرم متفاوت تیراندازی 3-7-2. متغیرهای وابستهدقت تیراندازی خستگی عضلانی 3-8. تجزیه و تحلیل دادهها طی اجرای آزمون، بازه زمانی 105 دقیقه به 3 بازهی 0 تا 75 دقیقه، 75 تا 90 دقیقه و 90 تا 105 دقیقه تقسیم شد، زیرا دو نفر از آزمودنیها در فرم ایستادن ممتد شلیک های خود را حدودا تا دقیقه 75به اتمام رساندند، 3 نفر نیز تا دقیقه 90 و 1 نفر نیز تا انتهای فرم کامل به تیراندازی ادامه داد. در فرم نشستنهای متناوب نیز 1 نفر تا دقیقه75، 3نفر تا دقیقه 90 و 2 نفر نیز تا دقیقه 105به تیراندازی ادامه دادند. بنابراین برای مقایسه آزمودنیها با یکدیگر و با خودشان در دو فرم تیراندازی و استنباط از نتایج به دست آمده از بازه زمانی0 تا 75 دقیقه که همه آزمودنیها در آن حضور داشتند، استفاده شد. 3-8-1. تجزیه وتحلیل دادههای دقت پس از ثبت امتیاز هر شلیک همهی آزمودنیها، برای یکسانسازی نتایج دقت هدفگیری از فرمول درصد خطا (فرمول 3-1) استفاده شد. فرمول3-1 3-8-2. تحلیل دادههای EMG با توجه به برنامهای که از قبل برای نرم افزار Dasylab نوشته شده بود در هر 1 ثانیه 1 ثانیه سیگنال خام EMG ثبت شد. یک فیلتر میانگذر 5 تا 450 هرتز اعمال شد (شکل 3-5) (شکل 3-6)؛ سپس به وسیله تبدیل سریع فوریر (FFT) طیف زمان سیگنال به طیف فرکانس تبدیل شد. پس از این مرحله میانه طیف فرکانس در هر ثانیه محاسبه شد و تا انتهای آزمون ثبت گردید. سپس به وسیله نرم افزار MATLAB نسخه 2009 شیب خط میانه طیف فرکانس در کل زمان آزمون برای هر عضله محاسبه گردید. در فرم نشستنهای متناوب آزمون، آزمودنیها هر20 دقیقه استراحت نموده و مینشستند. در زمان استراحت، فعالیت عضلانی کاهش یافته و مقادیر میانه طیف فرکانس نیز کاهش پیدا میکرد، بنابراین زمانهای استراحت به وسیله نرم افزار2010 Microsoft Excel در فرم نشستنهای متناوب حذف گردید. شکل3-5. سیگنال خام دریافت شده از عضلات شکل3-6. سیگنال فیلتر شده روش تبدیل سریع فوریر پس از دریافت سیگنال EMG از عضله طی فعالیت عضلانی ممتد (شکل 3-7) و سپس فیلتر کردن آن، به وسیلهی روش تبدیل سریع فوریر، سیگنال دریافتی از طیف زمان به طیف فرکانس تبدیل شده و میانه طیف فرکانس نیز محاسبه شد(شکل 3-8). نقاط میانه طی فعالیت عضلانی ممتد به هم متصل شد (شکل 3-9)، شیب تغییرات این مقادیر میانه بیانگر تغییرات فعالیت عضلانی یک عضله میباشد. شکل3-7. دریافت سیگنال EMG از عضله طی زمان ایجاد خستگی شکل3-8. روش تبدیل فوریر شکل3-9. اتصال نقاط میانه طیف فرکانس 3-9. روش آماريدادهها بوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 آنالیز شدند. برای رسم نمودارها از نرمافزار Microsoft Excel 2010 استفاده شد. دادهها به وسیلهی روش آماری ناپارامتریک ویلکاکسون و آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. centercenter00 4-1. مقدمه هدف از این پژوهش مقایسه دقت هدف گیری و خستگی عضلات مچ پا در دو فرم وضعیتی تیراندازی با تپانچه بادی بود. طی اجرای آزمون، بازه زمانی 105 دقیقه به 3 بازهی 0 تا 75 دقیقه، 75 تا 90 دقیقه و 90 تا 105 دقیقه تقسیم شد، دو نفر از آزمودنیها در فرم ایستادن ممتد شلیک های خود را حدودا تا دقیقه 75به اتمام رساندند، 3 نفر نیز تا دقیقه 90 و 1 نفر نیز تا انتهای فرم کامل به تیراندازی ادامه داد. در فرم نشستنهای متناوب نیز 1 نفر تا دقیقه75، 3نفر تا دقیقه 90 و 2 نفر نیز تا دقیقه 105به تیراندازی ادامه دادند. بنابراین برای مقایسه آزمودنیها با یکدیگر و با خودشان در دو فرم تیراندازی و استنباط از نتایج به دست آمده از بازه زمانی0 تا 75 دقیقه که همه آزمودنیها در آن حضور داشتند، استفاده شد. در اين فصل، دادههاي خام بدست آمده در مورد دقت (درصد خطا) و و فعالیت عضلانی در دو فرم وضعیتی تجزيه و تحليل ميشود. تحليل آماري در دو بخش توصيفي و استنباطي انجام ميشود. در ابتدا به ارائه توصیفی اطلاعات پرداخته خواهد شد. 4-2. تجزيه و تحليل توصيفي يافتههادر اين بخش، دادههاي خام بدست آمده به لحاظ آماري دستهبندي شده و پارامترهاي مركزي و پراكندگي آنها گزارش ميشود. 4-2-1. اطلاعات مربوط به دقت برای یکسان سازی نتایج دقت هدفگیری در بازههای زمانی مختلف از روش یافتن درصد خطا استفاده شد. در این روش چون امتیاز کسب شده در هر بازهی زمانی به حداکثر امتیاز قابل کسب در آن بازه نرمال میشود، میتوان بازههای زمانی مختلف و همچنین دو فرم را با هم مقایسه نمود. پس از ثبت امتیازات شلیکهای آزمودنیها، برای ارزیابی دقت هدفگیری تیراندازان در بازههای زمانی مختلف با استفاده از فرمول زیر درصد خطای تیراندازان محاسبه شد. برای بررسی توصیفی نتایج مربوط به دقت هدفگیری در فرمهای وضعیتی و در بازههای زمانی مختلف، یافتهها به دو صورت درصد خطا در فرمهای وضعیتی و درصد خطا در بازههای زمانی مختلف تفکیک شدند. در ابتدا به بررسی در صد خطا در فرمهای وضعیتی پرداخته شده و پس از آن درصد خطا در بازههای زمانی مختلف توصیف میگردند. در صد خطا به تفکیک فرمهای وضعیتی برای توصیف تغییرات خطای آزمودنیها در دو فرم ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب، نمودارهای 4-1و 4-2 نمایش داده شده است. در فرم ایستادن ممتد، تنها آزمودنی 1 تا دقیقه 105 تیر اندازی را انجام داد. نتایج نشان داد که در بازههای زمانی بالاتر درصد خطای او افزایش داشته است. همچنین سه آزمودنی تا دقیقه 90 تیراندازی را ادامه دادند که نتایج افزایش درصد خطا در بازه زمانی بالاتر را برای این سه آزمودنی نشان می دهد (نمودار 4-1). 2318385142240فرم ایستادن ممتد 020000فرم ایستادن ممتد نمودار 4-1. در صد خطای آزمودنی ها در سه بازه زمانی 0-75، 75-90،90-105 دقیقه در فرم اول در فرم نشستنهای متناوب نیز دو آزمودنی 4 و5 تا دقیقه 105 تیراندازی کردند. نتایج نشان داد که درصد خطای این دو آزمودنی در بازههای زمانی بالاتر(به جز بازه 75-90 دقیقه برای آزمودنی 4) کاهش یافته است. سه آزمودنی 1 ، 3 و 6 نیز تا دقیقه 90 به تیر اندازی ادامه دادند. یافتهها حاکی از آن است که به جز آزمودنی 6 ، دو آزمودنی 1 و3 دارای درصد خطای کمتری در بازهی زمانی بالاتر بودند. 2214245125730فرم نشستنهای متناوب 020000فرم نشستنهای متناوب نمودار 4-2. درصد خطای آزمودنی ها در سه بازه زمانی 0-75، 75-90،90-105 دقیقه در فرم دوم 4-2-2. فعالیت عضلانیشیب تغییرات فعالیت عضلانی در سه عضله مورد مطالعه در فرم ایستادن ممتد و فرم نشستنهای متناوب بررسی شد. سیگنال های الکترومیوگرافی دریافتی از 3 عضله مورد مطالعه در این پژوهش، در ابتدا فیلتر شده، سپس طی عملیات پردازش سیگنال، نقاط میانه طیف فرکانس محاسبه شد، سپس شیب خط رگرسیون این نقاط( شاخص خستگی) ارزیابی گردید. در نمودار 4-3 شاخصهای توصیفی شیب تغییرات فعالیت عضلانی در بازه زمانی 0-75 دقیقه که همهی آزمودنی ها در آن حضور داشتند، در فرم ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب، نمایش داده شده است. در فرم ایستادن ممتد عضله ساقی قدامی دارای شیب تغییرات فعالیت عضلانی منفی است، عضله نعلی دارای شیب صفر میباشد و شیب در عضله دوقلو مثبت میباشد. در فرم نشستنهای متناوب نیز شیب تغییرات فعالیت عضلانی برای عضله ساقی قدامی مثبت و برای عضلات دو قلو و نعلی منفی است (نمودار4-3). 5556250263525004290695291465فرم ایستادن ممتد فرم همراه با نشستن 00فرم ایستادن ممتد فرم همراه با نشستن نمودار 4-3. شیب خط رگرسیون عضلات مورد مطالعه در فرم ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب (0-75 دقیقه) 4-3. تجزيه و تحليل استنباطي يافتههادر بخش قبلي، دادههای بدست آمده در مورد دقت هدف گیری و فعالیت عضلانی در بازههای زمانی مختلف و دو فرم وضعیتی ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب توصیف گردید. در اين بخش دادهها با توجه به فرضيههاي پژوهش آزمون آماري ميشود. از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون برای مقایسه دقت هدف گیری و تغییرات شیب فعالیت عضلانی در دو فرم وضعیتی استفاده شد. همچنین از آزمون همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین شیب تغییرات امتیاز و شیب تغییرات فعالیت عضلانی استفاده گردید. 4-3-1. آزمون فرضیه اولفرضیه اول: فرم تیراندازی بر دقت هدفگیری در تیراندازی با تپانچه بادی تأثیر دارد. به منظور آزمون فرضیه، اختلاف درصد خطای آزمودنیها در دو فرم ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب در بازهی زمانی 0-75 که همهی آزمودنیها در آن حضور داشتند، محاسبه گردید. معنی داری اثر فرمهای تیراندازی بر دقت هدف گیری ابتدا در بازهی 0 تا 75 دقیقه و سپس در همهی شلیکهای آزمودنیها مورد بررسی قرار گرفت. فرض صفر : فرم تیراندازی بر درصد خطا در تیراندازی با تپانچه بادی در بازه زمانی0 تا 75 دقیقه تأثیر ندارد. پس از اجرای آزمون ویلکاکسون برای این فرض، فرض صفر تأیید و تفاوت معناداری در درصد خطا در دو فرم ایستادن ممتد و نشستنهای متناوب مشاهده نشد(173/0=P) (نمودار 4-4). 27857453291840فرم نشستنهای متناوب

















